دختران شعیب؛ آداب حیا در معاشرت با نامحرم از نگاه قرآن

گفتگوی دختران شعیب با حضرت موسی(ع) دیدگاه قرآن را درمسئله رعایت حیا و برخورد عفیفانه با نامحرم در معاشرت به صورت صریح عنوان می کند.
روز گذشته، ساعت 9:20
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: سارا عالیشاه
موارد بیشتر برای شما
دختران شعیب؛ آداب حیا در معاشرت با نامحرم از نگاه قرآن
از ماجرای دختران شعیب(ع) و حضرت موسی(ع) در قرآن به عنوان منبع معتبری برای پاسخ گویی به چگونگی ارتباط گفتاری زنان در اجتماع با مردان نامحرم می توانیم استفاده کنیم. حیا و عفت، زیرکی و تدبیر، تشخیص درست و قدرت تحلیل، کار و تلاش، پرهیز از گفتگوهای غیر ضروری و عدم اختلاط با نامحرم مطالبی هست که  از این داستان استنباط می شود.

این دسته از آیات به جهت این که حداقل یک طرف گفت و گو پیامبران الهی، از شخصیت های ممتاز هستند گفتار و رفتارشان برای سایر افراد جامعه حجت و قابل الگوبرداری است. در این مقاله با سایت راسخون همراه باشید تا به ابعاد جذاب و مختلف این داستان قرآنی بپردازیم.
 

شعیب پیامبر در قرآن

حضرت شعیب (ع) سومین پیامبر عرب است که بعد از حضرت یوسف (ع) به پیامبری رسیدند. پدرش مدین بن ابراهیم و مادرش از فرزندان لوط بوده است. در واقع ایشان اهل مدین (1) بوده و در آنجا سکونت داشت. عمر شریفش براساس روایتی از ابن عباس242 سال بود.

(3) نام شریف حضرت شعیب(ع) یازده بار در سوره‌های اعراف، هود و همچنین داستان ایشان با عنوان «اصحاب ایکه» یا اصحاب بیشه (4) در سوره شعراء مطرح شده است. اما آنچه اهمیت ویژه ای دارد داستان حضرت شعیب و دخترانش در مواجه با موسی کلیم الله هست که در آیات 23تا28 سوره قصص بیان شده است، آنجایی که دو دختر شعیب (ع) از گوسفندان خود مراقبت می کردند تا نزدیک گوسفندان دیگر چوپانان نشوند و به چاه نزدیک نمی شدند.

این روایت کوتاه قرآنی، نکات قابل توجهی درباره نوع حضور اجتماعی زنان، حیا، نحوه گفت‌وگو با نامحرم و رعایت حدود ارتباط میان زن و مرد را در خود دارد.
 

دختران شعیب؛ آداب حیا در معاشرت با نامحرم از نگاه قرآن


دختران شعیب

در قرآن نام دو دختر از حضرت شعیب ذکر شده؛ صفوره یا صفورا و لیا. صفورا دختر بزرگتر شعیب (ع) بوده و چون برادری نداشتن همراه خواهرش به شغل چوپانی مشغول بودند. در منابع (5)به ویژگی های اخلاقی و رفتاری دختران شعیب پرداخته شده و هیچ توصیفی از چهره یا زیبایی ظاهری آنها مانند رنگ پوست، مو و یا چشم اشاره نشده است. سن دقیق دختران چه به عدد و چه به صورت توصیفی اینکه جوان بودند یا میانسال نیز ذکر نشده است. تنها اشاره کلی به وضعیت پدرشان شده که پیر و سالخورده بودند.(6)

نخستین بار در آیه 23 سوره قصص دیدار دختران شعیب و حضرت موسی (ع) بیان شده است. حضرت موسی(ع) در یکی از شبها زمانی که  شاهد درگیری یکی از مامورین فرعون با مردی از پیروانش بود، به دفاع از مرد گرفتار مشتی بر سر مامور می زند و همان موجب هلاکت آن مامور می شود! موسی از بیم دستگیری به سمت مدین که خارج از قلمرو مصر بود گریخت. جوانی که در ناز و نعمت در کاخ فرعون بزرگ شده بود، حالا هراسان، بی راهنما و مرکب، بی زاد و توشه شبانه به راه افتاد و به مدین رسید. نخستین بار در آیه 23 سوره قصص دیدار دختران شعیب و حضرت موسی (ع) بیان شده است .قرآن در توصیف این صحنه می‌فرماید:
 
وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ؛

"و هنگامى که ‌به چاه آب مدَین رسید، گروهى از مردم را در آن جا دید که چهارپایان خود را آب مى‌دهند؛ و در کنار آنان دو زن را دید که از گوسفندان خویش مراقبت مى‌کنند و به چاه نزدیک نمى‌شوند؛ موسى به آن دو گفت: منظور شما از این کار چیست؟ گفتند: ما آنها را آب نمى‌دهیم تا چوپانها همگى خارج شوند؛ و پدر ما پیرمرد کهنسالى است." (آیه 23)

این گفت‌وگوی کوتاه، چند نکته قابل توجه دارد. دختران شعیب(ع) برای انجام کاری ضروری در اجتماع حضور یافته‌اند؛ یعنی دختران پیامبر هم با توجه به شرایط اجتماعی آن زمان کار می کردند اما در همان حال، از قرار گرفتن در میان جمع مردان و رقابت با آنان برای رسیدن به آب پرهیز می کردند و منتظر می‌مانند تا دیگر چوپانان محل را ترک کنند. بنابراین، آیه در عین نشان دادن حضور اجتماعی زنان، حفظ حریم بین زن و مرد را به عنوان یک ارزش معرفی می کند.
 
دختران شعیب؛ آداب حیا در معاشرت با نامحرم از نگاه قرآن

از سوی دیگر، پاسخ دختران به پرسش موسی(ع) کوتاه و روشن است. آنان بدون وارد شدن به گفت‌وگویی طولانی، دلیل حضور خود را بیان می‌کنند: پدرشان سالخورده است و برادری هم ندارند که عهده دار کار چوپانی شوند به همین دلیل، خود برای رسیدگی به گوسفندان آمده‌اند. در این بخش از داستان، قرآن هیچ گفت‌وگوی اضافی میان آنها و موسی(ع) نقل نمی‌کند، و در ادامه به قانون های حمایتی در جامعه برای حضور ایمن و موثر بانوان اشاره دارد.

موسی(ع) پس از شنیدن سخن آنان، گوسفندانشان را آب می‌دهد:

«فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىإِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ» (قصص، 24)

سپس به سایه می‌رود و با خداوند مناجات می‌کند. این رفتار حضرت موسی(ع) نیز بخش مهمی از داستان است؛ او بدون ایجاد ارتباطی غیرضروری، گوسفندان شعیب را آب می دهد و پس از انجام کار، از صحنه فاصله می‌گیرد؛ و از در مسرت از این که نیرویی که خدا به او داده در راه رضای خدا صرف کرده دعا می کند .

در ادامه خواهیم دید یک قدم برای خدا برداشتن و یک دلو آب از چاه برای حمایت ضعیف ناشناسی بیرون کشیدن چه برکاتی خواهد داشت و فصل تازه ای در زندگی موسی آغاز می شود. موسی می بیند یکی از آن دو دختر که با نهایت حیا گام بر می دارد و پیدا بود از سخن گفتن با یک جوان بیگانه شرم دارد به سراغ او می آید، و این جمله را می گوید: پدرم از تو دعوت می کند، تا پاداش و مزد آبی را که از چاه برای گوسفندان ما کشیدی به تو بدهد: فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا. " ناگهان یکى از آن دو زن به سراغ او آمد در حالى که با نهایت حیا گام برمى‌داشت، گفت: پدرم از تو دعوت مى‌کند تا مزد آب دادن گوسفندان را که براى ما انجام دادى به تو بپردازد" (آیه 25 قصص)
 

پیشنهاد دختر شعیب (ع)؛ تشخیص درست و سخن سنجیده

  امید تازه ای در دل موسی جوانه زد و احساس کرد واقعه مهمی در شرف تکوین است و با مرد بزرگی روبرو خواهد شد و به سوی خانه شعیب حرکت کرد. دختر شعیب از جلو برای راهنمایی حرکت می کند و موسی از پشت سرش، باد بر لباس دختر می وزید و ممکن بود لباس را از اندام او کنار بزند، حیا و عفت موسی سبب شد به دختر پیشنهاد دهد «تو پشت سر من بیا و راه را به من بگو؛ زیرا کراهت دارم از این که دنبال تو بیایم و باد بوزد اندام تو در لباست مشخص شود» هنگامی که حضرت موسی و دختر نزد پدرش رسیدند، آن دختر آنچه در راه بین او و موسی (ع) گفتگو شده بود را برای پدر بازگو کرد:

«قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ» (قصص، 26)

«یکی از آن دو دختر گفت: ای پدر! او را استخدام کن؛ زیرا بهترین کسی که می‌توانی استخدام کنی، فردی نیرومند و امین است.»
 
دختران شعیب؛ آداب حیا در معاشرت با نامحرم از نگاه قرآن

این آیه نشان می‌دهد که دختر شعیب(ع) در ارزیابی حضرت موسی(ع) تنها به ظاهر یا موقعیت اجتماعی او توجه نکرد، بلکه دو ویژگی مهم یعنی توانایی و امانتداری را معیار پیشنهاد خود قرار داد. او با سخنی کوتاه و روشن، نظر خود را با پدر در میان گذاشت و تصمیم‌گیری نهایی را به او واگذار کرد.

نکته قابل توجه دیگر، نحوه انتقال این پیشنهاد است. دختر شعیب(ع) وارد گفت‌وگویی طولانی درباره موسی(ع) نمی‌شود و از بیان مطالب غیرضروری پرهیز می‌کند؛ بلکه در یک جمله، هم پیشنهاد خود را مطرح می‌کند و هم دلیل آن را بیان می‌کند: «القَوِیُّ الأَمِینُ».

دختری که در دامان یک پیامبر بزرگ پرورش یافته، باید این چنین مودبانه و حساب شده سخن بگوید، و در عبارتی کوتاه و با کمترین الفاظ، حق سخن را ادا کند.
 

دلائل دختر شعیب (ع) برای پیشنهاد حضرت موسی(ع)

در تفسیر المیزان دلائل قوی و امین بودند این گونه شرح داده می شود که آن دختر از نحوه عمل موسی (ع) در آب دادن گوسفندان فهمیده او مردی نیرومند است، و همچنین از عفتی که آن جناب در گفتگو با آن دو دختر نشان داد و از این که غیرتش تحریک شد و گوسفندان آنان را آب داد و نیزطرز به راه افتادن او تا خانه پدرش حضرت شعیب چیز هایی دیده که به عفت و امانت او پی برده است.
 

استقبال پدر از پیشنهاد دخترش

پس از پیشنهاد دختر، حضرت شعیب(ع) با موسی(ع) وارد گفت‌وگو می‌شود و پیشنهاد می‌کند او را برای کار در خدمت خود بگیرد. سپس در ادامه همین گفت‌وگو، مسئله ازدواج موسی(ع) با یکی از دخترانش نیز مطرح می‌شود. بدین ترتیب، داستانی که با یک کمک ساده در کنار چاه آغاز شده بود، به شکل‌گیری یک رابطه خانوادگی و آغاز مرحله تازه‌ای از زندگی حضرت موسی(ع) منتهی می‌شود.

این بخش از داستان نشان می‌دهد که در نگاه قرآن، حیا به معنای حذف حضور اجتماعی زن یا ناتوانی او در اظهار نظر نیست؛ بلکه دختران شعیب(ع) هم در جامعه حضور دارند، هم با یک مرد نامحرم در موقعیتی ضروری گفت‌وگو می‌کنند و هم در خانواده بر اساس منطق و حکمت در تصمیم گیری مهم نظر خود را بیان می‌کنند؛ که این ارتباطات در چارچوبی روشن و همراه با متانت روایت شده است.
 
دختران شعیب؛ آداب حیا در معاشرت با نامحرم از نگاه قرآن
 

از داستان دختران شعیب در قرآن چه آدابی برای معاشرت با نامحرم می‌آموزیم؟

حیا و عفت

حیای دختران شعیب سبب شد هنگام آب دادن گوسفندان از اختلاط با مردان پرهیز کنند. همچنین، نحوه راه رفتن یکی از آنان با شرم و حیا هنگام آمدن نزد حضرت موسی(ع)، که قرآن کریم از آن با تعبیر "تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ" یاد می‌کند، از مصادیق روشن حیا و عفت به شمار می‌رود.

مفسران این تعبیر را چنین معنا کرده اند که حیای او در راه رفتنش آشکار بود به گونه ای که با عفت وخجلت همراه بوده است. مجموع دیدگاه قرآنی نسبت به دختران شعیب سبب گردید که این دختران الگویی برای نجابت مطرح شوند.
 

حیا در نحوه حضور و ارتباط

یکی از روشن‌ترین نکاتی که در داستان دختران شعیب(ع) درباره حیا می‌توان مشاهده کرد، نحوه حضور و ارتباط آنان با حضرت موسی(ع) است .مصادیق رعایت حیا و عفاف در گفتگو دختران کنار چاه آب  با حضرت موسی  (ع) و آمدن یکی از دختران برای رساندن پیغام پدر وعلت  دعوت از او  قابل تأمل وتوصیف  است. به بیان قرآن گفتگو زن ومرد مانعی ندارد، البته با رعایت  شرایطی چون پاکی وتقوا در حد مختصر مجاز شمرده شده است.

«فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ»

«پس یکی از آن دو زن در حالی که با حیا راه می‌رفت، نزد او آمد.» (قصص، 25)

بنابراین، در این داستان، حیا تنها یک ویژگی درونی نیست؛ بلکه در شیوه حضور و رفتار اجتماعی نیز نمود پیدا می‌کند.

نکته دیگر اینکه این دختر پس از رسیدن نزد موسی(ع)، سخنی کوتاه و کاملاً مشخص بیان می‌کند:

یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا»+

«گفت: پدرم تو را دعوت می‌کند تا پاداش آب دادن گوسفندان ما را به تو بدهد».

او نه گفت‌وگویی طولانی را آغاز می‌کند و نه موضوعی خارج از ضرورت مطرح می‌سازد؛ از این جهت، می‌توان از داستان چنین برداشت کرد که حیا با برقراری ارتباط ضروری منافاتی ندارد؛ بلکه می‌تواند در شیوه برقراری این ارتباط و رعایت متانت در آن نمود پیدا کند.
 
دختران شعیب؛ آداب حیا در معاشرت با نامحرم از نگاه قرآن

در واقع، قرآن در این ماجرا میان «ارتباط با نامحرم» و «ارتباط بدون ضابطه» تفاوت می‌گذارد. دختر شعیب(ع) برای انتقال یک پیام ضروری با حضرت موسی(ع) سخن می‌گوید، اما گفت‌وگو در چارچوب همان ضرورت باقی می‌ماند.

از سوی دیگر، در بخش نخست داستان نیز دختران شعیب(ع) هنگامی که در کنار چاه حضور دارند، تا زمانی که چوپانان از محل خارج شوند، گوسفندان خود را آب نمی‌دهند:

«لَا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعَاءُ»

«ما (گوسفندان خود را) آب نمی‌دهیم تا چوپانان خارج شوند.» (قصص، 23)

با کنار هم گذاشتن این دو صحنه از تعامل دختران شعیب و حضرت موسی ، می‌توان گفت  این داستان الگویی مناسب  از حضور اجتماعی همراه با متانت و رعایت حدود ارتباط را به تصویر می‌کشد؛ حضوری که در آن زن می‌تواند برای انجام کار ضروری در جامعه حضور داشته باشد و با مرد نامحرم نیز ارتباط برقرار کند، اما این ارتباط در چارچوب نیاز و همراه با حیا و وقار صورت می‌گیرد.

بنابراین، حیا در این داستان به معنای کناره‌گیری کامل از جامعه نیست؛ بلکه در نوع حضور، شیوه رفتار و کیفیت ارتباط خود را نشان می‌دهد.
 

کار و تلاش؛ حضور مسئولانه در زندگی اجتماعی

داستان دختران شعیب(ع) نشان می‌دهد که حیا و عفاف مانعی برای کار و تلاش و حضور فعالانه زن در جامعه نیست. قرآن کریم در توصیف آنان می‌فرماید:

«وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودَانِ ... قَالَتَا لَا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ»(قصص، 23)

حضرت موسی(ع) دو دختر را می‌بیند که گوسفندان خود را در کنار چاه نگه داشته‌اند و هنگامی که از علت حضورشان می‌پرسد، پاسخ می‌دهند: «ما گوسفندان خود را آب نمی‌دهیم تا چوپانان خارج شوند و پدر ما پیرمردی سالخورده است.»

از این آیه می‌توان دریافت که دختران شعیب(ع) در امور مربوط به زندگی و معیشت خانواده مشارکت داشتند و برای نگهداری و آب دادن گوسفندان تلاش می‌کردند. در عین حال، حضور آنان در محیط کار با رعایت شرایط و حدود همراه بود؛ به گونه‌ای که تا خروج چوپانان صبر می‌کردند و سپس به کار خود می‌پرداختند.

بنابراین، داستان دختران شعیب(ع) میان حیا و فعالیت اجتماعی تعارضی نشان نمی‌دهد. آنان هم برای انجام مسئولیتی واقعی تلاش می‌کنند و هم در نحوه حضور خود، ملاحظات و حدودی را رعایت می‌کنند.
 
دختران شعیب؛ آداب حیا در معاشرت با نامحرم از نگاه قرآن
 

زیرکی و تدبیر

 
یکی از لوازم حضور زنان در اجتماع، ارتباط گفتاری آنان با مردان نامحرم است.که بر اساس آموزه های دینی بهتر است  با تدبیر و زیرکی در حد ضرورت انجام شود.

سخن گفتن با نامحرم، اشکال ندارد؛ ولی در سخن گفتن دو طرف باید مراعات اختصار و متانت را بنمایند و تا زمانی که مفسده ای برای طرفین نداشته باشد، آزاد است.
 
 قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقِی حَتّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ»؛ «موسى گفت: چرا گوسفندان خود را آب نمى دهید؟ گفتند: ما آنها را آب نمى دهیم؛ تا چوپان ها همگى خارج شوند»

دختران حضرت شعیب که پیامبر زاده، عفیفه و پاکدامن بودند در هنگام صحبت با حضرت موسی با پاسخ های کوتاه و هوشمندانه تلاش می کردند تا از اطاله کلام و صحبت های غیر ضروری و غیر متعارف پرهیز کنند. قرآن این گفتگو را کوتاه، محترمانه و هدفمند بر می شمارد و بعنوان الگوی از ارتباط سالم و اخلاق مدار میان زن و مرد معرفی می کند.
 

تشخیص و قدرت تحلیل درست

 
توانایی تشخیص ویژگی های قوی و امین بودن در حضرت موسی و پیشنهاد استخدام ایشان به پدرشان نشانه قدرت تحلیل بالای آنان بود.

قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ

یکى از آن دو دختر گفت: اى پدر! او را استخدام کن، زیرا بهترین کسى را که مى‌توانى استخدام کنى آن کس است که نیرومند و درستکار باشد.

این دختر از کجا می دانست که این جوان هم نیرومند هست و هم درستکار ؟! با این که برای نخستین بار او را سر چاه دیده بود. دختر شعیب (ع) با تشخیص درست از رفتار موسی (ع) هنگام کنار زدن چوپان ها از سر چاه و کشیدن دلو سنگین یک تنه از چاه فهمید بود او فرد قوی و قدرتمندی هست و درستکاریش آن زمان مشخص شد که در مسیر خانه شعیب (ع) راضی نشد دختر جوانی پیشاپیش او راه برود چرا که ممکن بود باد لباس او را جابجا کند. دراینجا مفسران تاکید می کنند که دختران شعیب فریب ظاهر را نخورده و به صفات باطنی موسی (ع) توجه داشتند.
 
دختران شعیب؛ آداب حیا در معاشرت با نامحرم از نگاه قرآن
 

مفهوم حیا

تعریف حیا: حیا عبارت است از حالت و خویی نفسانی در انسان که مانع ارتکاب اعمال زشت می شود.که مراعات آن به امنیت و آرامش جامعه کمک می کند. از امام باقر(ع) نقل شده: حیا و ایمان در کنار هم در یک ظرف قرار دارند اگر یکی از آنها برود، دیگری هم به دنبالش خواهد رفت. در ادامه به انواع حیا می پردازیم:
 
 
  • +حیا در پوشش: یعنی داشتن پوشش مناسب.رعایت پوشش والدین در خانواده، پوشش فرزندان در خانواده و پوشش در برابر نامحرم.
  • +حیا در سخن: قرآن و روایات در مسئله خوب سخن گفتن، با حیا سخن گفتن و دلنشین سخن گفتن بسیار تکیه دارد.
  • +حیا در رفتار: حیا در نگاه کردن ، حیا در راه رفتن و حتی حیا در نشستن را شامل می شود.
 

مراتب حیا


می توان آن را در چهار دسته تقسیم بندی کرد:
 
  • +حیا در برابر دیگران
  • +حیا از ملائکه
  • +یا در برابر خداوند

 
مفهوم عفت

عفت عبارت است از خودداری از آن چه حرام است و درعین حال زیباست. عفت در اصل به معنای خویشتن داری، تسلط بر نفس و نقطه مقابل شهوت پرستی هست.
 

ارتباط حیا و عفت طبق آموزه های اسلامی

حجاب یک حقیقت و ملکه نفسانی به نام «عفت» دارد که حالتی در قلب است که مانع از غلبه شهوات می شود. وقتی نفس عفیف باشد، قلب حالتی در پیشگاه خدا خواهد داشت که انسان از گناه کردن شرم می کند و به این حالت قلبی، حیا می گویند. این حالت قلبی و نفس عفیف باعث بروز رفتاری از فرد می شود که این رفتار با طمانینه و آرامش همراه است، چنین انسانی که نفس عفیف و قلب با حیا دارد، میزان و نوع مراوداتش با نامحرم را هوشمندانه به حداقل می رساند.
 

نتیجه گیری

در معاشرت با نامحرم دو نکته بسیار مهم وجود دارد؛ رفتار و گفتار. با مراجعه به منابع قرآنی چگونگی فرهنگ گفتاری و رفتاری در معاشرت با نامحرم تبیین شده است که یکی از بهترین طرز گفتار و رفتار با نامحرم برخورد حضرت موسی با دختران حضرت شعیب است که یکی از جذاب ترین داستان ها در این زمینه می باشد و عنایت خداوند به حضرت موسی و دختران نتیجه رعایت حیا وعفاف است.

پیشنهاد می شود: بدون موضع گیری سیاسی ادارات وسازمان ها اقدام به جداسازی فضای کاری خانم ها و آقایان نمایند. که این طرح تفکیکی را می توان به معنای تکریم شخصیت زن ارزیابی کرد که در کنار فعالیت های اجتماعی شان وجایگاه بانوان هم حفظ شود.

 پی نوشت:
1. نوری، محمد، حضرت شعیب پیامبر جامعه ساز 1394 ش ص11
2. برخی پژوهشگران مدین را از مناطق شام دانسته اند و احتمال داده اند که شهر معان در کشور اردن در محل آن ساخته شده است.
3. راوندی، قصص الانبیاء 146
4. (زیرا در بیشه ودرختستان زندگی می کردند)مجلسی، محمد باقر، حیات القلوب ص 572
5. فرهنگ قرآنی، ج 20، ص 440
6. فرهنگ قرآنی، ج 10،ص 342

منابع:
مجلسی، محمد باقر، حیات القلوب جلد1
طباطبایی،سید محمد حسین، تفسیر المیزان
مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، جلد 16
کلباسی اصفهانی، فهیمه، نقد و بررسی اسرائیلیات در  قصص الانبیاء
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.